تبليغاتX
دانستن حق ماست
زبان دري/ يا زبان فارسي/يا هردو ؟؟


دانستن حق ماست









Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com   

به نام خدا

 

فضیلت ماه مبارک رمضان:

در فضیلت ماه مبارک رمضان همین بس که خداوند متعال فرموده است : ماه رمضان، ماه من است و من روزه داران را پاداش می دهم ؛ ویا رسول اکرم(ص) می فرماید: ماه مبارک رمضان با برکت و رحمت به شما روی آورده ؛ ماهی که به جز عبادت و روزه داری شما، تمام کارها و فعالیت های شما در آن عبادت است (خواب شما عبادت، نفس کشیدن شما عبادت...) .

 

اعمال:

در این ماه علاوه برروزه داری که واجب است، و عبارت است از امساک و خود داری نمودن از خوردن وآشامیدن و سایر محرمات و مکروهات، خواندن دعا و تلاوت قرآن کریم ثواب و فضیلت زیادی دارد و هر عملی خوب و نیکو دارای ثواب و اجر می باشد که از این جهت این ماه، ماه ویژه ای می باشد.

یکی از دعا های که در هر روز از این ماه، خوب است خوانده شود این دعا است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا علی یا عظیم * یا غفور یا رحیم* انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی* و هو السمیع البصیر* و هذا شهرعظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور* الذی فرضت صیامه علی*  و هو شهر رمضان* الذی انزت فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان* و جعلت فیه لیله القدر* و جعلتها خیرا من الف شهرفیا ذالمن و لا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین

 

درسها:

درسهای را که از ماه رمضان می گیریم زیاد است ، مثلا درس می گیریم که وظیفه ما تنها کارکردن و فعالیت های روزانه که به مادیات ( و به قول امروزی ها رفاه وآسایش مربوط می شود نیست ) بلکه ما علاوه بر تمام اینها، وظیفه عبادت و پرورش روح و نزدیک شدن به خدا وخودسازی ، باخبر شدن ازحال کسانی که با شکم گرسنه و تن عریان بدون سر پناه زندگی شان را سپری می نمایند و ما هیچ وقت آنها را درک نمی کنیم ؛ ودرسهای دیگری که هرکس به اندازه درک وشعور خودش از این ماه می گیرند و آن را در زندگی شان به کار می یندند که خداوند توفیق آنان را روز افزون نماید.

 

در پایان از خداوند منان استدعا دارم که ما را از روزه داران واقعی این ماه با برکت قرار داده و به خود آگاهی و وظیفه شناسی برساند ان شاء الله ، و از شما برادران و خواهران مومن هم التماس دعا دارم .

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 ساعت 4:35  توسط لطیف  | 


Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com  

خبر آمد خبري در راه است         سر خوش آن دل كه از آن آگاه است

شايد اين جمعه بيا يد شايد          پرده ازچهره گشايد شايد

دست افشان پاي كوبان مي روم          بردر سلطان خوبان مي روم

مي روم بارديگر مستم كند               بي سروبي  پا .و بي دستم كند

مي روم كز خوشتن بيرون شوم          هرجلوه ي بارخ مجنون شوم

كاش كه همسايه ما مي شدي          مايه ي آسايه ي ما مي شدي

 هر كه به ديدار تو نايل شود            يك شبه حلال مسايل شود

دوش مرا حال خوشي دست داد          سينه ي ما را عطشي دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت              شعله به دامان سياوش گرفت

نام تو آرامه ي جان منست           نامه تو خط امان منست

ببوسم خاك پاك جمكران را         تجلي خانه پيغمبران را

خبرآمد خبري در راه است          سر خوش آن دل كه از آن آگاه است

شايد اين جمعه بيايد شايد        پرده از چهره گشايد شايد

 

 

اناالمهدى

انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

من مهدى، قائمه گيتى، خرد هستى و ادامه خدايم.

شكيب شما در سراشيب عمر. ميوه باغ آفرينش، فراخى آسمانها و نجابت زمين.

من گريه‏هاى شما را مى‏شناسم.

با انتظار شما هر شام ديدار مى‏كنم.

نغمه‏گر ندبه‏هاى شما در ميان كاج هاى غيبتم.

اشك هاى شما آينده من است.

دلتنگي هاى من، گشايش بخت ‏شماست.

من موى گره در گرهم را نذر پريشان شمايان كرده‏ام .

انا المهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

با من از همه آنچه در دل داريد بگوييد.

از گرانى بار انتظار؛

از تيرگى شبهاى غيبت؛

از هيمنه جور؛

از هيبت گناه، از فريب سراب، از دروغ خنده‏ها و از دورى اقبال.

من با ندبه‏هاى شما مى‏بالم.

من تنگى دل شما را مى‏شناسم.

من برق چشم شما را مى‏ بينم .

گرمى دست‏هاى شما، چراغ خيمه صحرايى من است.

انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

از دورى و ديرى با من بگوييد. جز من كسى حرف شما را باور نمى‏كند.

جز من كيست كه بداند روزگار شما چگونه روزگارى است؟

جز من كيست كه بداند زخم شما، شكوفه كدام غم است؟

گريه شما، جارى چه اندوهى است؟

و خنده شما تا كجا شكوهمند است؟

مرا باور كنيد.

من تنهايى شما هستم.

اسب آرزوهاى شما، تنها در چمن ظهور من چابك است.

پرنده اميد شما را من پرواز مى‏دهم.

و آشناترين رهگذر شهر شما منم.

اناالمهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

مرا بخوانيد و بخواهيد.

مرا تا صبح ظهور، انتظار كشيد.

مرا كه چون پدران روستايى، با دستمالى از مهربانى به سوى شما مى‏آيم.

با يك سبد انار؛

يك طبق سيب؛

و يك سينه سخن.

من شما را از گريه‏هاى شما مى‏شناسم و شما مرا از اجابت‏هايم.

امسال، باران گرسنه خاك است.

ابرها ديگر نمى‏بارند.

خورشيد به ناز نشسته است.

بهار خرمى نمى‏كند.

آيا از ياد برده‏اند كه شما جمعه‏ شناسان هفته انتظاريد؟

نمى‏دانند شما شب ها مرا به خواب مى‏بينيد؟

و روزها

زمين را با آهن اندوه مى‏شكافيد؟

امسال زمين ركاب نمى‏دهد،

و گريه انتظار، شما را امان.

من مى‏آيم، كه هر سال، بهار آمدنى است.

من مى‏آيم كه سفره شما بى ‏نان نباشد.

و هفته شما، بى ‏جمعه.

اناالمهدى؛ من موعود زمانم. صاحب عصر، قائمه گيتى، خرد هستى، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.

            اناالمهدى

          

    ای سفر كرده  دلم  بى  تو  بفرسود iiبيا

غمت   از   خاك  درت  بيشترم  سود  iiبيا

سود من جمله ز هجر تو زيان خواهد شد

گر   زيانست   درين   آمدن   از  سود  iiبيا

مايه   راحت   و   آسايش   دل   بودى  iiتو

تا   برفتى   تو،   دلم   هيچ   نياسود  iiبيا

ز    اشتياق    تو    درافتاد   بجانم   iiآتش

وز    فراق    تو    درآمد   بسرم   دود   بيا

گر   ز   بهر  دل  دشمن  نكنى  چاره  من

دشمنم   بر   دل   بيچاره   ببخشود   iiبيا

زود   برگشتى   و  دير  آمده  بودى  iiبكفم

دير   گشت   آمدنت   دير   مكن   زود  iiبيا

كم   شود  مهر  ز  دورى  دگران  را  iiليكن

كم  نشد  مهر  من  از  دورى  و  افزود  بيا

گر   به  پالودن  خون  دل  من  دارى  iiميل

                                                         "اوحدى"   خون   دل   از  ديده  بپالود  iiبيا

                                                        

                                                          

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385 ساعت 21:58  توسط لطیف  |