( پشتو- دری لند قاموس)
این نام کتابی است که زبان «پشتو» را به زبان فارسی «دری» ترجمه کرده است. همان طور که از نام کتاب و محتوای کتاب پیدا است، نویسنده این کتاب یکی از نویسندگان پشتون می باشد. پشتو زبانان از دیر باز در صدد از بین بردن زبان فارسی در کشور افغانستان بوده اند و با تعصب شدیدی که دارند به این کار خود حتی در عصر حاضر ادامه می دهند، این تعصب شان ناشی از روحیه فاشیستی و مذهبی شان است که هر از گاهی به گونه های مختلف از خود بروز می دهند. مثلا هر وقت شما در محافل علمی و اداری از واژه های فارسی استفاده نمایی با واکنش آنان و البته حتی تاجیک ها و هزاره ها مواجه می شوی که می گویند نباید از واژه ایرانی استفاده شود! مثلا اگر یک فرد واژه های از قبیل پرابلم ( مشکل ، دشوار صعب )، پروسه، و ... را استعمال نماید کسی نمی گویند که چی میگویی؟ اما اگر بخواهد واژه اصل زبان خود را مثل واژه (دانشگاه)، استعمال نماید برایش اخطار می دهند که از لغات بیگانه استفاده نکن
جای تأسف است که این نویسنده محترم بویی از زبان فارسی نبرده است و خودش هم نمی داند که از واژه های انگیلیسی به جای فارسی استفاده می کند آن هم در موارد زیاد اشتباه! در صفحه 49 این کتاب معادل واژه "پوهنتون" را در زبان دری "یونیورسیتی" و " دانشگاه " معادل واژه " پوهنزی " را " فاکولته " و " کالج"
معنا نموده است که هیچ فارسی زبانی در هیچ کجای دنیا آن را نمی شناسد! و این زبان بیگانه است نه دانشگاه و دانشکده و ....
به هر صورت، چنان چه یک بار دیگر در همین وبلاگ به عرض خوانندگان محترم رسانده شد، همه سعی در فارسی ستیزی از کشور افغانستان (مهد و خواستگاه زبان فارسی) دارند. پشتون ها سعی دارند با وارد نمودن واژه های بیگانه و جلوگیری از استفاده نمودن واژه های فارسی درست ریشه این زبان را از بین ببرند. خود فارسی زبانان این کشور به خاطر بدبینی که نسبت به کشور ایران (که شیعه و فارسی زبان است) در بین تمام مردم افغانستان ایجاد شده است، سعی دارند زبان دری را از زبان فارسی جدا نمایند و هیچ راهکاری برای نجات آن ندارند. و از طرفی هم کشور جمهوری اسلامی ایران همواره سعی دارند که خود را تنها وارث زبان فارسی بداند و به دین جهت از هیچ تلاشی فروگزار نمی کند. از برگزاری همایش ها و نوشتن مقالات و کتاب ها و مطرح نمودن ایران به عنوان تنها کشور فارسی زبان و مطرح نمودن زبان های دری و تاجیکی که در واقع تمام این ها همان فارسی است نه هیچ چیز دیگر!
پارسی
ذبیع الله یوسفی( افغانستان)
ماییم پارسی و زما است پارسی
ما زنده بود وایم که تا است پارسی
پیوسته تازه گیست به ترکیب و واژه اش
وزهرچه کهنگی ست جدا است پارسی
ازقند پارسی ست حلاوت به هردهن
هرسینه را حضورصفااست پارسی
ازحضرت سنایی و تا خواجهءهرات
حمد است پارسی و دعااست پارسی
مولای بلخ خرمن شوریده گان بسوخت
سرکاروان راه هُدی است پارسی
شیرازیان بهای شکرراشکسته اند
شکرفروش قافله ها است پارسی
دهقان طوس تا که عجم زنده کرده است
شهنامه را زُلال بقااست پارسی
بیدل نوای سوختگان تا فلک رساند
ماندن اگر صداست، صدااست پارسی
موج لطافت است چه نظمش چه نثر آن
گویی حریف بادصبا است پارسی
پیوسته باد هرزه هیاهو کند، ولی
کاخ بُلند تا به سما است پارسی
از شرق تا به مغرب این مهد آریا
ما هرکه ایم،هویت ما است پارسی
پارسی
سعادت پنجشیری
دریای مست مست روان است پارسی
امواج پرغریو کیان است پارسی
ترکیبی از نوای دل وجان وتن دران
آهنگ ارغنون زبان است پارسی
پربار لفظ و زادگه ی واژه های نو
با لهجه های تازه کران است پارسی
روشن تراز سپیده ورخشنده تر ز ماه
تابیده در جبین زمان است پارسی
در باغ عشق و وادی سرسبز معرفت
شمع حضور بزم دلان است پارسی
آزاده از تعلق و بشکسته مرزها
عطر شکوفه های لبان است پارسی
از غزنه تا به کاشغر ومروه تا خجند
آن شهریار شهر زبان است پارسی
ای همزبان خاور و همزاد آریا !
از بلخ تا به قونیه جان است پارسی
چون نوبهارعاطفه با آبشار نور
رنگین کمان الفت جان است پارسی
در التفات ملت و شهر و تمدنی
آئینه ای شکوه بیان است پارسی
روح سخای سبز بهارانه اش نگر
فارغ ز رنگ زرد خزان است پارسی
در عقل ها نه گنجد و از دیده ها کلان
چون عقل وهوش عالم جان است پارسی
( سعادت پنجشیری- تورنتو - سپتمبر 2008)

کشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"!
دانشجویان دانشگاه بلخ!
جنجال دانشگاه بلخ - عطاالله مهاجرانى
مقصران اصلي دانشگاه بلخ، حزب افغان ملت و کنگره ملي
ادامه جنجال 'دانشگاه یا پوهنتون' در مجلس افغانستان
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 8:7 توسط لطیف
|