انسجام اسلامی
مقدمه:
انسجام از ماده سجم به معنی جریان، سیلان و روان بودن میباشد چنانچه زبیدی در تاج
العروس، طریحی در مجمع البحرین، فیروز آبادی در قاموس المحیط، محمد بن عبد القادر در
مختار الصحاح و ابن منظور در لسان العرب به آن اشاره کردهاند. به ریزش اشک چشم و باران از
آن جهت که در آنها جریان و سیلان وجود دارد نیز سجم استعمال شده است. مجازا به کلام و
سخنی که روان و بدور از تعقید میباشد استعمال شده و کلام منسجم به کلامی گفته میشود که
شیوا، روان و بدور از اغلاق و تعقید باشد. و همچنین به جامعه و ملتی که حرکت روان و سیال
دارد و اصطکاک و برخورد مهم و قابل توجهی در آن نیست جامعه و ملتی منسجم گفته میشود
که باز به مناسبت روان بودن مجاز است. از آن جهت که اولین و مهمترین اصطکاک و برخورد
در یک جامعه در کلام، محاورات و گفتگو پیش میآید به جامعهای میشود جامعه منسجم گفت
که برخوردهای محاورهای و کلامی در آن جامعه وجود ندارد یا بسیار اندک است و مردم به
صورت شیوا و روان و بدور از تکلف اصطکاک و برخورد سخن میگویند. وقتی در کلام و
محاورات یک جامعه روان و سیال باشد در عمل نیز با تعامل و تعادل حرکت خواهند کرد و آن
چیزی است نزدیک به وحدت و اخوت.
تفاوت انسجام با وحدت
از آن جهت که جامعه و امت اسلامی امروزه به کشورهای مختلف تقسیم شده و هر کدام
دارای علایق ملی، مذهبی، زبانی و قومی میباشند تا رسیدن به وحدت فاصله زیادی دارند اما به
انسجام میتوانند برسند و ضرورت آن بیش از وحدت و موانع آن کمتر از موانعی است که در راه
وحدت وجود دارد وحدت به شعار و انسجام به عمل نزدیک است. روی همین جهت مقام
معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (( دامت برکاته)) انسجام اسلامی را طرح نموده که
ضرورت آن بیش از وحدت و از نظر عملی قابل دسترسی میباشد. ایشان در مورد ملت ایران به
وحدت اشاره فرموده، زیرا با انسجام تنها مشکل حل نمیشود و باید به سرحد وحدت تکامل و
پیشرفت کنند و از طرفی هم علایق ملی، مذهبی و قومی اقتضای وحدت و اخوت را دارد. لذا
ایشان از وحدت ملی سخن گفته که هم ضرورت و هم امکان عملی دارد و به واقعیت و حقیقت
نزدیک است. و از انسجام اسلامی که باز دارای ضرورت قطعی بوده و به واقعیت نزدیک و قابل
دست رسی میباشد. چون انسجام اسلامی به این معنا خواهد بود که مسلمانان کلام، محاورات و
سخنان شان را به گونهای مرتب و منظم کنند که سیال و روان بوده و موجب برخورد و اصطکاک
نشود و آن جامعه اسلامی را به وحدت کلمه نزدیک خواهد کرد و موجب خواهد شد که جامعه
اسلامی در صحنه عمل نیز بتواند با هم تعامل نموده و تعادل در حیات اجتماعی را حفظ کنند.
زبان عامل اصطکاک:
یکی از عوامل اصطکاک زبان است: امروزه زمینه بحث ها و کشمکش های جدی قرار گرفته
است. مثلا زبان عربی و زبان فارسی! امروز ما شاهد هستیم که برای نام گذاری اسم دریایی به
(خلیج ف یا خلیج ع )حساسیت نشان داده می شود؛ به حدی که ممکن است زمینه ساز جنگ
های خونینی شود.
اما برای یک مسئله مهم اسلامی و دینی به هیچ صورت در این حد حساسیت نشان داده نمی
شود. همین طور خود زبان فارسی که امروزه برای منحصر نمودن آن در یک کشور خاص (با
وجود کشور های فارسی زبان دیگر که خاستگاه این زبان می باشد)، فرهنگ سازی ها و فعالیت
های انحصار گرایانه ی انجام می شود؛ تا زبان فارسی را در کشور خاصی محدود نموده تا از
مفاخر آن به نفع آن کشور استفاده شود. در حالیکه همه می دانیم این امر یکی از عوامل مهم
اصطکاک زا بوده و علاوه بر اینکه قلب عده کثیری را مکدر می کند، سد محکمی برای رسیدن به
انسجام اسلامی می باشد. لذا اگر بخواهیم کلمه انسجام اسلامی از سر زبان ها رها گشته و به
واقعیت تبدیل( یا لا اقل نزدیک) گردد، باید تمام عوامل اصطکاک زا، از جمله ایجاد اختلاف
میان زبان ها را کنار گذاشته و برای رسیدن به انسجام اسلامی تلاش همه جانبه ای را آغاز نمایم.
گر چه حالا هم دیر است!