چندی قبل مطلبی را در یکی از سایت ها مطالعه کردم تحت عنوان «بازخوانی برخی
ابهامات درمورد زندگی و شخصیت سید جمال الدین افغانی» در رابطه با این مطلب
برادران گرامی افغانستانی و ایرانی اظهار نظر های را ارائه نموده بودند و بعضا به هم
دیگر تاخته بودند. به نظر می رسد که این موضع گیری ها و برخوردها از زمانی آغاز
شد و روز به روز شدت گرفت که گروه هنر مندان برادران ایرانی در کابل پایتخت زبان
دری (فارسی)، مسئله افغانی بودن مولوی را دامن زده و به توهین مردم آن دیار
پرداخته بودند! لذا بنده برآن شدم تا مطالبی را به عرض خوانندگان گرامی برسانم. و
آن اینکه اولا در مطلب که عنوان شد، که این مطلب ترجمه سخنان یکی از
نویسندگان کشور سوریه است؛ مترجم سعی نموده که سید جمال الدین را ایرانی
معرفی کند و برای اثبات این مطلب شواهدی را آورده که نه تنها ایرانی بودن سید
جمال الدین را اثبات نمی کند که تمام فعالیت ها و تلاش های ایشان را نفی می کند
و ایشان را به عنوان یک شخصیت خائین، جاسوس، طرفدار غرب و... معرفی می کند
که این مصداق ضرب المثل می خواهد ابرو را درست کند چشم را کور می کند، می
باشد. در همین راستا بنده چند سال قبل به مناسبتی کتابی را مطالعه نمودم
( اسمش الان یادم نیست) که نویسنده این کتاب مثل مترجم مذکور می خواست
هویت سید جمال الدین را ایرانی جلوه دهد؛ و طبق اظهارات خودش ایشان حتی به
محل سکونت سید جمال رفته و با نوکر و دیگران مصاحبه انجام داده بودند و به این
نتیجه رسیده بودند که عنوان (افغانی) نه این که نشانگر ملیت و محل سکونت سید
جمال الدین بوده بلکه اسم شعری ایشان بوده؛ ولی مترجم محترم مذکور اعتقاد دارد
که سید به عمد خودش را افغانی معرفی می کرده به خاطر مسایل امنیتی و پذیرش
مسلمانان منطقه و .... البته نکته ی را در این راستا که باز خود بنده در کتابی به نام
سردار کابلی خواندم که سید جمال الدین با صراحت خودش را اهل افغانستان
خوانده بود! و به افغانستانی بودن خود افتخار کرده بود!
اما در رابطه با مولوی، بنده بارها از تلویزیون و از زبان کارشناسان و مولوی شناسان
شنیدم که می گویند: مولوی در بلخ متولد شده و در ترکیه زندگی نموده و در آنجا
وفات نموده؛ و همین طور در کتابهای متعدد و نوشته های زیاد. ولی با این حال می
گویند مولوی ایرانی است! و به تعبیر خودشان « مولوی به هر صورت ایرانی است»!
حتی نسبت به کنگره مولوی که در لندن برگزار شده بود و در آن مولوی بلخی خوانده
شده بود، خبرنگاران ایرانی آن را ادعای مغرضانه خواندند! با وجود شواهدی بی
شماری که وجود دارد، بنده متوجه نمی شوم که مولوی چگونه ایرانی است!؟ قضاوت
عادلانه به عهده شما خوانندگان محترم. اما به نظر بنده اگر ما، کشورهای افغانستان
و ایران را در قدیم و حال یکی بدانیم مسئله ی نیست و باید بگویم مولوی فارسی
زبان که متعلق به کشورهای فارسی زبان است؛ و باید دو کشور را در تمام افتخارات
و... مشترک بدانیم و حتی مثل یک کشور اتباع دو کشور بتواند بدون محدودیت به این
دو سرزمین رفت و آمد و کار کند؛ که این صد البته محال است! و اگر دو کشور را از
هم جدا کنیم و به مرزهای فعلی آن محدود نمایم، باید افتخارات و مسایل دیگر دو
کشور را نیز از هم جدا نمایم، هر کشور افتخاراتش مال خودش؛ و لذا نباید در گفتار و
رفتار مان مغالطه نمایم و سیاست دوگانه بلکه چند گانه داشته باشیم.
به هر صورت بنده آرزوی سربلندی دو کشور عزیز هم زبان، هم کیش، هم فرهنگ و
همسایه و دوست را خواستارم، امیدوارم که مردم ما، در سایه اسلام همواره در
امنیت و صلح و پیشرفت و ترقی به سر ببرند و آرزو می کنم که حضرت مهدی (عج)
هرچه زودتر ظهور نماید تا دیگر این مرز های متعدد جغرافیایی، مذهبی، زبانی،
اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نژادی را نداشته باشیم، انشاءالله.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 8:20 توسط لطیف
|